(Rubab melody playing softly)
(Tabla enters with a steady rhythm)
ای دل، ای دل، ای دل...
اسدالله جان، دردت به جانم
اسدالله جان شریفی، ای گل باغ وفا
از غمت آواره گشتم، بیقرار و بی نوا
چشمهایت چشمهی نور، قلب تو دریای مهر
با نگاهت میبری جان، دور میسازی سپهر
در میان کوچه باغ خاطرات با صفا
نام تو حک گشته بر دل، ای عزیز دلربا
اسدالله جان شریفی، جان من در دست توست
این دل دیوانه ام، در بندِ پاهای توست
با سکوتت میکشی، با کلامت زنده کن
ای تو ماه آسمانم، بر دلم تابنده کن
شامهای سرد و تاریک، با خیال تو گذشت
فکر تو در هر قدم، چون نسیمی در دشت
گرچه دل بشکسته است از گردش این روزگار
نام تو مرهم بود بر زخمهای بی شمار
قهوهای در دست ما، گفتگویی از بهشت
سرنوشت ما چنین با نام تو در سر نوشت
اسدالله جان شریفی، جان من در دست توست
این دل دیوانه ام، در بندِ پاهای توست
با سکوتت میکشی، با کلامت زنده کن
ای تو ماه آسمانم، بر دلم تابنده کن
ای رفیق روزهای سخت و سنگینِ حیات
در حضور گرم تو، گم شود هر چی ممات
اسدالله جان تویی، افتخارِ این دیار
ماندنی هستی همیشه، در دل و در یادگار
اسدالله جان شریفی، جان من در دست توست
این دل دیوانه ام، در بندِ پاهای توست
با سکوتت میکشی، با کلامت زنده کن
ای تو ماه آسمانم، بر دلم تابنده کن
روزی از روزهای زیبا در هوای عاشقی
مینشینیم شانه بر شانه به دور از هر شقی
قصه میگوییم از آن عشقِ بی پایان ما
اسدالله جان تویی، معنیِ این جانِ ما
شادمانی پیش رو، غم رود از خانه دور
با حضور گرم تو، قلب ما گشته پر نور
اسدالله جان شریفی، جان من در دست توست
این دل دیوانه ام، در بندِ پاهای توست
با سکوتت میکشی، با کلامت زنده کن
ای تو ماه آسمانم، بر دلم تابنده کن
اسدالله جان...
در پناه حق باشی، ای رفیقِ مهربان
خدا نگهدار تو، در تمامِ این جهان
(Rubab solo fades out)
(Tabla fades out)